دوازده به در به جای سیزده به در
سلام گلم .gif)
روز پنجشنبه صبح یکی از ماهی قرمزا مرد و من هم که از ماهی مرده
که رو آب افتاده حال بدی بهم دست میده نمیدونستم چیکارش کنم.
.gif)
ولی چاره ای نبود یواشکی شما درش اوردمو و انداختمش رفت. کلی
دلم براش سوخت.
یک ساعتی بعد شما اومدی و دیدی که یکی از ماهیها نیست .پرسیدی
اون یکیش کو؟ و من هم گفتم اون ماهی قرمزه اومده بود خونه ما مهمونی
و حالا رفت خونشون پیش مامانش .و شما که میخواستی روی من را کم
کنی گفتی هان ماهی مرده... ما هم دیگه چی بگیم!!!!!
.gif)
شب هم عمه زهره که از اراک اومده بودن اومدن خونه ما و شما کلی
خوشحال شدین و با کوثر جون کلی بازی کردی .همون شب تصمیم گرفتیم
فردا بریم بیرون یعنی همون ۱۲ فروردین.
روز جمعه (۱۲ فروردین ) بعد از اینکه ناهار درست کردم
.gif)
با خونواده عمه زهره
و عمو مهدی رفتیم پارک .البته ۱۲ به در هم از نظر شلوغی کم از ۱۳ به در
نداشت.عصر هم بابایی گفت بیاین بریم با هم فیلم اخراجی های ۳ را
ببینیم. خلاصه حرف بابا مورد موافقت واقع شد و رفتیم فیلم را دیدیم.
فیلمش بد نبود .به نظرم از اون اخراجیهای قبلی بهتر بود.
این شد که ما دیگه ۱۳ به در نرفتیم و بابایی گفت که من دیگه حالشو ندارم
و البته من هم حالشو نداشتم وگرنه بابایی شما را هرجور بود راضی می کردم.
پارسال هم ما سیزده به در نرفتیم چون بابایی پارسال عید از روز پنجم عید
به خاطر یه ماموریت کاری رفته بود چین و دقیقا روز سیزدهم قرار بود برگرده.
منم تو خونه موندم تا بابایی برگرده اخه دلم براش خیلی تنگ شده بود و
.gif)
میخواستم وقتی میاد پیشش باشم.
.gif)


دوازده به در به جای سیزده به در
