کودک از نگاه یک اندیشمند
.gif)
نه ماه دو تایی بودیم و یکی شمرده می شدیم
عزیز من!
خو شحال بودم که نصف جامو بهت داده بودم
یک جای مجانی با تمام امکانات
تو هم مستاجر خوبی بودی!ساکت و ارام
بعضی وقت ها
از سر دوستی تلنگری به دیوار میزدی
اره من می شنیدم
داشتی بزرگ میشدی
بار و بندیل سفر می بستی
آخ که چقدر دلم برای آن لحظه شیرین بی تاب بود
آن لحظه که تو بیایی و ...
((کارول لین پیرسون))
.gif)
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


کودک از نگاه یک اندیشمند
